زندگی به سبک مهتاب

خرید بک لینک

شب میلاد امام حسن خونه پدرشوهر افطار بودیم ...

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 18:40

خب من سه شنبه 16خرداد عمه دختر آخرین برادرم شدم شب قبلش بابام اینا و همین برادر و خانمش رو دعوت کردم که افطار بیان خونمون که خانومش گفت اگه حالم خوب باشه میام که نشد بیاد ولی بقیه بودن خب افطار آش رشته درست کردم با مخلفات افطاری شامم خورشت بادمجان داشتیم که سیر بودن برای سحری بردن امروز با این صد زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 46 تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 0:41

صدای من در پنجمین روز ماه رمضان قبل از ماه مبارک ناهار دو تا از دوستام خونه ما بودن اکرم السادات گفت من هوس دمی گوجه کردم خواهش میکنم فقط همین غذا بذار صبحش یه مرتبی داشتم تو خونه بعد همسری خریداهامو آورد میوها روشستم و رفتم سراغ غذا سبزی خوردن پاک نکرده هم داشتم دیگه دوستام اومدن ،طبق معمول برا زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 12:37

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 17:36

هفته پیش با خانواده همسر شام رفتیم پارک کلی والیبال بازی کردیم اینم یه گوشه از نمای دپست داشتنی اون شب این هفته همش درگیر حاضر شدن برای عروسی دختر خالم بودیم شنبه با خواهرم رفتیم بیرون میخواست موهاشو های لایت کنه کلی جاهارو برای بهترین رنگ مو کار گشت رفتیم یه جا که من میرفتم اپلاسیون خودش همش شک زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 64 تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 17:36

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...] زندگی به سبک مهتاب...

ما را در سایت زندگی به سبک مهتاب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: جمعه 5 خرداد 1396 ساعت: 17:36

صفحه بندی